مدیر خوب

چگونه می توانید یک مدیر خوب در محیط کسب و کارتان باشید؟

استفاده از سایت تسکولو برای بهبود کارایی سیستم مدیریت

برای اینکه بتوانید مدیر خوب باشید، باید بدانید که مدیریت ترکیبی از درک نقش خود به عنوان یک مدیر،

درک نقش پرسنل به عنوان کارمندانتان و کمی تمرین است.

اگر به تازگی مدیریت مجموعه ای را به دست گرفته اید یا می خواهید مدیر خوب باشید این مقاله برای شماست.

یکی از ساده ترین راه های بهبود مهارت های مدیریتی شما، صرفا سازماندهی پرسنلتان است.

نرم افزارهای بسیار زیادی در خصوص سیستم های اطلاعات منابع انسانی وجود دارد،

اما پیشنهاد ما استفاده از سایت تسکولو در کنار سیستم های حضور و غیاب می باشد.

این سایت شما را قادر می سازد تا به راحتی با نیرو های خود ارتباط داشته باشید و بتوانید از کار هایی که آن‌ها انجام می‌دهند ،

مطلع شده و آن‌ها را مدیریت کنید.

چهار فاکتور اصلی یک مدیر خوب:

هنگامی که شما مدیر شدید باید مشخص کنید چه چیزی در کسب و کار شما معنی دارد.

هنگامی که متوجه این موضوع شدید باید چهار اصل مدیریتی را انجام دهید:
۱٫ آموزش دادن نیروها
۲٫ سازمان دهی پرسنل
۳٫ ارتباطات
۴٫ انگیزه دادن به نیروها
شاید شما متوجه شده باشد که تمام این موارد راجع به پرسنل شماست.

این به این دلیل است که مدیریت دیگر راجع به شما نیست،

بلکه راجع به نحوه ی محول کردن کارها به دیگران و تمرکز کردن بر روی مسائل بزرگ‌تری است.

فاکتور اول: آموزش دادن نیروها (تجهیز آن ها برای کار)

شما باید به عنوان یک مدیر خوب، اولا آموزش های لازم را به نیرو های آموزش ندیده بدهید.

دوما نیرو هایی که تجربه لازم را در زمینه ی کاری دارند، تجهیز و مدیریت کنید.

برای ساخته شدن یک تصویر ذهنی به مسائل زیر فکر کنید:

• اگر شما مدیریت یک فست فود را بر عهده داشته باشید، باید نیرو های خود را در مورد مواد تشکیل دهنده هر ساندویچ یا پیتزا،

نحوه طبخ آن ها و نحوه برخورد با مشتری آموزش دهید.

به هر نیرو وظیفه ای که در آن تخصص دارند بدهید و آن ها را تجهیز کنید.

در مورد کار های بیشتری که لازم است انجام شود فکر کنید.

• اگر شما مسئول یک تیم در یک شرکت طراحی لوگو باشید، وظیفه ی شما ایجاد یک لوگو جدید برای مشتری است.

به عنوان مدیر خوب ، باید اطمینان حاصل کنید که تیم طراحی شما تمام اطلاعات لازم را داشته باشند.

همچنین تیم شما باید تجهیزات لازم برای کار خود و پیش زمینه چگونگی طراحی آن را داشته باشند.

ممکن است سوالی برای شما پیش آید که چگونه این کار را انجام دهم؟

شما باید زمانی مشخص را برای آموزش نیرو های جدید و نیرو های قدیمی تخصیص دهید.

سعی کنید آموزش صمیمی، اما رسمی و با تمرکز بر پیشرفت نیروی جدید و راه انداختن او باشد.

توجه کنید که هرکس روش خاصی برای یادگیری دارد.

بعضی ها با شنیدن، بعضی ها با دیدن و بعضی ها با انجام دادن آن کار مطالب را یاد می گیرند.

به عنوان یک مدیر خوب وظیفه ی شما این است که هر یک از سبک های یادگیری اعضای تیم خود را دریابید و در آن سرمایه گذاری کنید.

پس مطمئن شوید که کار خود را درست انجام می دهید و به یادگیری و رشد ادامه می دهند.

فاکتور دوم: سازماندهی پرسنل (و کار آن ها)

برای اینکه مدیر خوب باشید باید فرایند های رسمی ایجاد کنید (در صورت وجود بهبود دهید) تا کار ها به روش سازمان یافته ای انجام شود.

این کار می تواند شامل اجرای یک نرم افزار بهره وری، تنظیم یک چارت سازمانی دقیق و هدفمند و هدف گذاری برای هر قسمت باشد.

شما باید مطمئن شوید که هر کس جایگاه خود را بشناسد و بداند چگونه کار خود را انجام دهد.
اگر شما مدیریت یک مجموعه ای که در حال انجام کار است را به عهده گرفته باشید،

کار شما بسیار آسان تر از مدیریت مجموعه ای است که به تازگی شروع به کار کرده است.

شغل شما به عنوان مدیر این است که با نگاهی تازه به فرآیند های مجموعه بنگرید و اعضای مجموعه را با روش های جدید سازماندهی کنید.

مطمئن شوید که تیم پروسه های جدید را دنبال می کنند. برای این کار می توانید از نرم افزار های مدیریت پروژه و CRM استفاده کنید.

توجه کنید که قبل از هر تغییری روش های مدیریت قبلی مجموعه را بررسی کنید.

شاید در بعضی از قسمت ها نیازی به تغییر نباشد. پس از ابتدا به قصد تخریب و بازسازی حرکت نکنید.

اگر مدیریت مجموعه جدیدی را به عهده گرفته اید کار شما کمی سخت تر است.

شما نیاز به ارزیابی نوع فرآیندی که می توانید در محیط قرار دهید دارید. سپس وظایف و بخش هایی از این فرایند را به اعضای تیم محول کنید.

ممکن است مجبور به نوشتن دستورهای کاری و SOP (دستور عملیات استاندارد) باشید. از این موضوع مطلع باشید که در اولین سازماندهی تیم شما به درستی عمل نخواهد کرد.

کار شما در حال پیشرفت است و شما باید برنامه های احتمالی ایجاد کنید و به دنبال راه هایی برای بازنگری و بهبود باشید.

برای سازماندهی پرسنل می توانید از ایده ای زیر استفاده کنید:

۱٫ نرم افزار مدیریت پروژه می تواند یک گزینه عالی برای مرتب کردن کارهای تعیین شده و مهلت انجام دادن آن ها باشد.

همچنین این نرم افزارمی تواند مشخص کند هر کسی چه کاری را انجام دهد.

۲٫ ایجاد یک برنامه مشخص برای جلسات هفتگی یا در صورت نیاز روزانه.

۳٫ استفاده از برنامه های چت گروهی و ایجاد کانال هایی برای تبادل نظر و ارتباط مستقیم مدیریت با پرسنل.

فاکتور سوم: ارتباطات

به عنوان یک مدیر خوب، شما باید با اعضای تیم خود به شیوه های مختلف ارتباط برقرار کنید (وبین چیزهایی که قرار نیست بدانند تعادل ایجاد کنید).

این موضوع مستقیماً به میزان اعتماد پرسنلتان به شما بستگی دارد.

اینکه چگونه مایلند از شما به عنوان یک منبع قابل اطمینان برای حل مشکلات کاری یا مسائل مربوط به آن استفاده نمایند.
برای شرح بیشتر به چند نوع از ارتباطات می پردازیم:
• سطح فردی: آیا شما به اندازه کافی با افراد ارتباط برقرار می کنید تا بدانند مسئولیتشان چیست یا اینکه کار درست را انجام می دهند؟

• سطح تیمی: آیا شما با کل تیم خود ارتباط برقرار می کنید؟

آیا اهداف تیمی را برای پرسنل در جهت پیشبرد همکاری تنظیم کرده اید؟

• در سطح شرکت: آیا شما تیمتان را از وضعیت کلی شرکت و اینکه چرا بعضی از فرآیند ها در حال اجرا هستند مطلع کرده اید؟

آیا آن ها احساس می کنند که می دانند چه اتفاقی در شرکت در حال رخ دادن است؟

• سطح بین کارمندان: آیا شما یک سطح فرهنگی خوب از ارتباطات ایجاد کرده اید که کارکنان بدون احساس ترس از مجازات از شما یا همدیگر سوال بپرسند؟

آیا کارمندان شما کار همکاران خود را که در تعطیلات به سر می برند انجام می‌دهند؟

نکته ی بعدی انتخاب روش ارتباط با تیمتان است.

آیا همه ی کارمندان شما در یک دفتر هستند؟ آیا بعضی از نیروها بیرون از دفتر مشغول به فعالیت هستند؟

مهم نیست که افراد تیم شما کجا هستند.

در عصر ارتباطات شما به عنوان مدیر خوب باید به صورت هماهنگ با تمام نیروهای خود در هر شرایطی ارتباط کامل داشته باشید.

فاکتور چهارم: انگیزه دادن به نیروها

به عنوان یک مدیر خوب، شما باید قادر به ایجاد انگیزه در تیم خود برای انجام کاری که از آن‌ها انتظار می‌رود باشید.

انگیزه ی کارکنان کلید انجام کارست و مدیر در بسیاری از موارد عامل اصلی انگیزه آن هاست.

چگونه این کار را انجام دهیم؟ چگونه به نیرو های خود انگیزه بدهیم؟

به طور خلاصه، مردم به طور کلی توسط چیزی از درون (آرزوی درونی) یا چیزی از بیرون (مانند به رسمیت شناخته شدن، پول، یا ارتقاء)، یا ترکیبی از هر دو، انگیزه می گیرند.

با وجود تعداد زیاد نظریه انگیزشی، اما اکثر مدیران به ندرت می دانند که چه چیزی باعث انگیزه ی پرسنل می شود .

حتی عده ای از مدیران انگیزه دادن به نیرو ها را برای افزایش بازده کار به رسمیت نمی شناسند.

دانیل اچ پینک (نویسنده آمریکایی کتاب‌های علوم رفتاری و مدیریت) در مورد عوامل انگیزش درونی اشاره می‌کند که:

اکثر ما بر این باوریم که بهترین راه برای انگیزه دادن به خود یا دیگران به وسیله ی پاداش های خارجی مانند پول (رویکرد هویج و چوب) می باشد.

این یک اشتباه است.

راز عملکرد و رضایت بالا در محل کار، مدرسه و در خانه نیاز عمیق انسان به هدایت زندگی خود،

شغل شما به عنوان مدیر خوب این است که بفهمید چه چیزی به نیروی شما انگیزه می‌دهد.

پس بر روی آن سرمایه گذاری کنید و در قدم بعد انتظارات و اهداف را برای هر یک از آن ها مشخص کنید.

اگر همه چیز را درست انجام بدهید، شما پایه ی انگیزه دادن به تیمتان را بنا نهاده اید.

اگر نیروهای شما بدون انگیزه هستند به عقب برگردید.

مطمئن شوید به درستی آموزش دیده اید، سیستم ارتباطی خوبی را راه اندازی و تیم خود را به درستی سازماندهی کرده اید.

مشاهده دستگاه حضور و غیاب

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *